سيد حسن آصف آگاه
88
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
درون ) n ? orD ( را بهجا آورد ، ( حتى ) اين جايز باشد . 37 . يا در آن پستترين زمانه مراسم يزش ( فقط ) با دو مرد جايز باشد تا بدينسان اين دين به نيستى نرسد و زيان نبيند . از صد ، از هزار ، از ده هزار يكى باشد كه به اين دين معتقد باشد و آن هم كسى كه فكر مىكند وظيفه است ، به آن عمل نكند . و آتش بهرام به نيستى رسد و زيان بيند . از هزار فقط به يكى اكتفا كنند و آن نيز طبق دستور با هيزم و بخور نباشد . يا چون مردى يشت ) t ? saY ( كند و نيرنگستان ) n ? atsagnariN ( نشناسد ، ولى با نيكانديشى ( آتش ) بيفروزد ، چنين نيز جايز باشد . 38 . زندگى مطلوب همه به جداكيشان رسد ، به مردمانى با رسومى ديگر و وظيفهشناسترينان از خاندان نجبا تا مغ - مردان عزل شده سرگردان بگردند و مردمان خرد دختران نجبا ، بزرگان و مغ - مردان را به زنى گيرند . نجبا و بزرگان و مغ - مردان به فقر و پيشه رسند . 39 . رنجوران و خردان به بزرگى و فرمانروايى رسند و پيمانشكنان و خردان به نخستين مقام و حكومت نائل شوند و پيام فرستاده دين و مهر و تصميم قاضى عادل و گفتار راستكاران و نيز رستگاران به مفتريان تحويل شود و نابكاران و دلقكان و هركس را با حق دروغين عادل و امين پندارند و بدينسان سوگند به دروغ خورند و شهادت كذب دهند و در برابر من ، اورمزد ، غلط و ناراست سخن گويند . 40 . آنانى كه به نام « موبد آتش » ( هيربد dabr ? eh ( و شاگرد ( هاوشتى it ? sav ? aH ( ناميده شدهاند ، مىكوشند تا به يكديگر بدى كنند و عيب گويند و عيب بينند و دشمنى اهريمن و ديوان به توسط آنان به شدت حمايت شود و از گناهى كه مردمان كنند ، از پنج گناه سه گناه را « موبد آتش » و « صحابه » [ شاگرد ] كند و آنان دشمن نيكان شوند ، طورى كه بر اثر آن با يكديگر به بدى و زشتى سخن گويند و مراسم يزش كه پذيرند ، انجام ندهند و از دوزخ هيچ ترسى ندارند . 41 . اى زرتشت سپيتمان : در آن دهمين سدهء زمستان ، هنگامى كه پايان هزاره فرارسد ، تمامى مردمان پرستندگان شهوت باشند و دين بىخدا داشته باشند ، چنانكه ابر آزاد و باد درست نتوانند باران را در زمان خاص خويش ببارند . 42 . و همهء آسمان را ابر مهى [ « ابر و مه » ] شب ظلمانى كند ، و باد گرم و باد سرد آيد ، و بر و تخم غلهها ببرد ، و باران در زمان خاص خويش نبارد و هنگامى كه ببارد بيشتر جانوران زيانكار بهجاى آب ببارد و آب رودها و چشمهها كاهش يابد ، ديگر فزونى نيابد . 43 . و اسبان و ستوران و مواشى كوچكتر و ضعيفترزاده شوند و كمتر بارآور باشند و موى